در فرگرد ششم، فیلسوف ارد بزرگ امید را اینگونه توصیف میکند: «امید همچون خون در روان آدمی است، که اگر نباشد، گامی به پیش نمیرود و اگر باشد، جهانی را دگرگون میسازد.» و «اگر پرواز را باور کنی، پر و بال خواهی گرفت.» و «نام دیگر کوچ، امید است.» امید، در اُرُدیسم، یک «احساسِ خوشایند» نیست؛ یک «نیرویِ محرکِ حیات» است. «دوستی و مهر، امید میآفریند و امید، نیاز زندگیست.» و «آدم نیرومند، در هنگامهی پیکار نیز به دیگران امید و شادی هدیه میدهد.» و «در دل سیاهی شکست، نور امید سوسو میزند، نوری که اگر باورش کنیم، بزودی خورشید تابان زندگی ما خواهد شد.» فیلسوف بزرگ، ناامیدی را «بنیبستِ زندگی» میداند و همواره بر «امیدواریِ شرافتمندانه» تأکید میکند: «همواره امیدوار به زندگی بهتر و شرافتمندانه باشید، هیچگاه توان خویش را انکار نکنید، خود را دوست بدارید و برای بهروزی، صبورانه کوشش کنید.»


فرگرد دوازدهم، به گذشت و بخشندگی اختصاص دارد. فیلسوف ارد بزرگ میفرماید: «گذشت است که رود را دریا میکند.» و «تنها با از خودگذشتگی برای دیگران، میتوان جاودانه شد.» گذشت، نه یک «ضعف»، که یک «قدرتِ اخلاقی» است. «برای رسیدن به جایگاهی بالاتر، گذشت را نیز بیاموزیم.» و «شایستگان، با گذشت هستند و بخشنده.» «کسی که گذشت و بخشش در درونش نیست، تنها نام انسان را بر خود دارد.» و «باران، مهر آسمان است، همانند آدمیان مهرورز و بخشندهای که میبارند، برای خوشبختی و شادی همگان.» و «بخشندهترین اشخاص، آنانی هستند که تخم امید را در دل ناامیدان میکارند.» بخشندگی، نه فقط در مال، که در وقت، محبت و گذشت است. مردم، همواره گوش به ندای بخشندگان دارند و «بخشندگان، فرمانروایان بیتاجوتخت میانهی مردماند.»

در فرگرد سیزدهم، فیلسوف ارد بزرگ به اهمیتِ نقد و داوری اشاره میکند: «برای جلوگیری از تباهی و بیراههروی، راه نقد و ارزیابی را باز بگذاریم.» و «نقد بیکینهی دیگران بر کار ما، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست.» نقد، نه یک «تهدید»، که یک «فرصتِ رشد» است. «منتقد دانا، نگاهی سیاه و یا سپید ندارد، او توأمان درستی و نادرستی هر کاری را میبیند و از هر دوی آنها سخن میگوید.» فیلسوف بزرگ، خودستایی را بزرگترین دامِ ناقدان میداند: «خودستایی، بزرگترین دام برای کسانی است که کار دیگران را نقد و بررسی میکنند.» و «انتقاد از دیگران به معنای تحقیر آنها نیست.» و «از نقد دیگران برافروخته و دلگیر نشویم، چرا که انتقاد گاهی میتواند ناشی از ناامیدی و یا نداشتن آگاهی باشد.» نقدِ سازنده، راهِ پیشرفت است و جامعهای که نقد را برنتابد، محکوم به رکود است.
در فرگرد سیزدهم، فیلسوف بزرگ نظم را «مهمترین مشخصهی دستگاهِ عظیمِ گیتی» میداند: «آدمهای بزرگ، منظمترین انسانها بوده و هستند.» و «نظم، واژگان ساده را سرودی ماندگار و نتهای گوناگون را نوایی گوشنواز و آهنگین میسازد، نظم همان چیزی است که با آن، میتوان شاهکارها آفرید.» نظم، نه یک «محدودیت»، که «سازوکاری برای آفرینش» است. «نظم باید در همهی امور زندگی ما هویدا باشد.» و «مردم منظم، سرزمینی آباد، شاد و زیبا دارند.» فیلسوف بزرگ هشدار میدهد: «آدم بینظم، عمرش هم کوتاست.» و «مردمی که نظم ندارند، گرفتار هرجومرج، ناامنی و فساد میشوند.» نظم، از کودکی باید آموخته شود: «از آغاز باید نظم را به کودکانمان آموزش دهیم.» نظم، زیربنایِ هر تمدنی است و بینظمی، سرآغازِ زوال است.
در فرگرد دوازدهم، فیلسوف ارد بزرگ کارآفرینی را اینگونه توصیف میکند: «کارآفرین، زندگی آفرین است، پس آفرینی جاودانه بر او.» و «رویاپردازی که کارآفرین هم باشد، میتواند سرچشمه دگرگونیهای بسیار شود.» کارآفرین در اُرُدیسم، یک «سودجو» نیست؛ یک «خالقِ زندگی» است. او با ایدههایش، نه فقط برای خود، که برای جامعه ارزش میآفریند. «اگر میخواهید سرزمینتان در برابر جهانیان سربلند باشد، پیوسته مشکلات کارگر و کارآفرین را کم کنید.» و «سرزمینی که دارای سرمایهگذاری و کارآفرینی نیست، توان نگهبانی از دستاوردهای خویش را ندارد.» کارآفرینی، یک ارزشِ راستین است که «تهیدستی را از میان برمیدارد.» و «کارگران کوشا و دلسوز، براستی گردنفرازان یک سرزمین هستند.» کار و کارآفرینی، نه فقط برای تأمین معاش، که برای «معماریِ تمدن» ضروری است.